گناه صغیره در قران

گناه صغیره در قرانReviewed by جلالی on Mar 17Rating:

 

قرآن, گناهان صغیره

گناه صغیره در قران

یا آیه ۳۲ از سوره نجم، مجوزی برای گناهان صغیره نیست؟

برخی در توجیه گناه می‌ گویند: اولاً این گناه صغیره است و ثانیاً خدا فرموده که «لمم = گناهان صغیره» ایرادی ندارد و ثالثاً سریع بعدش فرموده « إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَهِ » یعنی می‌بخشد؟

آیه مورد بحث و ترجمه آن به شرح ذیل است:
الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَهِ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّهٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ فَلَا تُزَکُّوا أَنفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى (النّجم، ۳۲)
آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاری ها جز لغزش هاى کوچک خوددارى مى ‏ورزند پروردگارت [نسبت به آن ها] فراخ‏آمرزش است وى از آن دم که شما را از زمین پدید آورد و از همان ‏گاه که در شکم هاى مادرانتان [در زهدان] نهفته بودید به [حال] شما داناتر است پس خودتان را پاک مشمارید او به [حال] کسى که پرهیزگارى نموده داناتر است.

باید به چند نکته مهم دقت شود:
الف – قبل از هر بحثی اولاً دقت کنیم که “گناه” خودش یک مصیبت مُهلک است و توجیه آن مصیبتی به مراتب بزرگتر، به ویژه اگر آن توجیه، با تفسیر به رأی، مستند به آیات قرآن کریم و احادیث شود، چون این خودش می ‌شود: دروغ و افترا بستن به خداوند سبحان، قرآن و اهل عصمت علیهم‌السلام!
ب – فرمود: تفکر بالاترین عبادت است و امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمود در عبادتی که تفکر نباشد، هیچ نیست؛ پس کسی که به توحید و معاد اعتقادی دارد که حرف از “گناه و صواب” و در نتیجه “عقاب و ثواب” می ‌زند، باید کمی فکر کند که آیا العیاذ بالله، خدا مجوز گناه می ‌دهد؟

آیا این ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و  انس نیستند که دعوت به گناه کرده و آن را کوچک جلوه می ‌دهند و توجیه می‌ کنند؟ و فکر کند که اصلاً گناه و صواب را چه کسی تعیین و تبیین و ابلاغ کرده است و اساساً اگر خداوند متعال انجام کاری را اجازه دهد، آیا آن کار دیگر در زمره‌ی گناهان محسوب می ‌گردد؟!

آیا اگر کسی آیه‌ را بخواند و سپس بگوید: بر اساس این آیه مجوز گناه صادر شده، به غیر از تفسیر به رأی، به گناه دروغ و افترا بستن به خداوند سبحان آلوده نشده است؟!
ج – اول بگویند: در کجای این آیه خوانده‌اند که “گناه صغیره” مجاز است و اشکالی ندارد؟ و در کجایش خوانده‌اند که خدا حتماً و قطعاً می ‌بخشد، هر چند که شخص عمداً مرتکب گناه شود؟ تا بعد راجع به آن بحث شود.
حکایت:
این حکایت قدیمی را شاید شنیده‌اید که کسی مدعی بود به حکم خدا و بر اساس آیه قرآن و دستوری که برای مومنین آمده است نماز نمی‌ خوانَد!

پرسیدند: آن کدام آیه است؟

گفت: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ – ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به نماز نزدیک نشوید» و دیگر بقیه‌ی همین که قید «وَأَنتُمْ سُکَارَى – در حالی که مست هستید» را نمی‌ خواند.
قضیه گناه کردن (صغیره و کبیره) و عذاب نشدن مثل این است که انسان سم مهلک بخورد و مشکلی برای او پیش نیاید. گناه حتما عذاب در پی دارد. ولی اگر انسان بتواند ایمان خود را حفظ کند، خدا در موارد ذکر شده و پس از عذاب به اندازه لازم، فرد را نجات می دهد. خدا طبق این آیه تعهدی نداده است که افراد را عذاب نکرده می بخشد

د – این توجیه، مثل همان کسی است که نمازش را مستند به آیه قرآن ترک می ‌کند.

او ابتدای آیه که فرمود: «الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ – اجتناب از گناهان بزرگ و عمل به زشتی‌ها» را نمی‌ خواند، بعد می ‌گوید، ” اللَّمَمَ ” یعنی تو مجازی که گناهان صغیره انجام دهی؟! آیا این توجیه خودش یک گناه کبیره نیست؟!
حال بفرمایند: کدام گناهی کوچک است؟ و آیا تشخیص و تعیین کبیره و صغیره با گناهکاران است؟ و بفرمایند: داور کیست؟ آیا گناهکاران از طرف خدا خود را می ‌بخشند؟! امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «بزرگ‌ ترین گناه، آن گناهی است که مرتکبش آن را کوچک بگمارد».

قرائن موجود در آیه نیز گواهى مى ‏دهد که لمم به معنى گناهانى است که احیاناً از انسان سر مى ‏زند، سپس متوجه مى ‏شود و آن را ترک مى ‏گوید، زیرا استثناء لمم از کبائر (با توجه به اینکه ظاهر استثناء، استثناء متصل است) گواهى است بر این معنا.
به علاوه در جمله بعد قرآن مى‏ گوید: آمرزش پروردگار تو گسترده است (إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَهِ).
این نیز دلیلى است بر اینکه گناهى از او سر زده که نیاز به غفران پروردگار دارد، نه تنها قصد و نیت و نزدیک شدن به گناه بى آنکه آن را مرتکب شده باشد.
به هر حال منظور این است که نیکوکاران ممکن است لغزشى داشته باشند، ولى گناه بر خلاف طبع و سجیه آنهاست، روح و قلب آنها همواره پاک است و آلودگی ها جنبه عرضى دارد، و لذا به محض ارتکاب گناه پشیمان مى‏شوند و از خدا تقاضاى بخشش مى‏ کنند، چنان که در آیه ۲۰۱ اعراف مى‏ خوانیم:
إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ:
در حقیقت کسانى که [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.

قضیه گناه کردن (صغیره و کبیره) و عذاب نشدن مثل این است که انسان سم مهلک بخورد و مشکلی برای او پیش نیاید.

گناه حتما عذاب در پی دارد ولی اگر انسان بتواند ایمان خود را حفظ کند، خدا در موارد ذکر شده و پس از عذاب به اندازه لازم، فرد را نجات می دهد.

خدا طبق این آیه تعهدی نداده است که افراد را عذاب نکرده می بخشد. البته خود این مغفرت هم کم موهبتی نیست. کسی که به جهنم می رود دیگر چندان به خدا امید ندارد (“و هم فیه مبلسون”)، روش های توبه و استغفار را از یاد می برد و با شیاطین حشر و نشر پیدا می کند که مرامشان ناامیدی از رحمت خدا و بعضاً توهین به ذات خدا است.



سایتی به وسعت همه چیز که در اون سعی میکنم تجربیات و مطالب در خور توجه رو که دوستشون دارم قرار بدم و امیدوارم با پیشنهادات و انتقادات خودتون من رو راهنمایی کنید. با تشکر


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوست داری سایت خودتو داشته باشی همین الان این کار رو بکن
امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت
برای محبوب کردن سایت روی 1+ کلیک کنید