معنی و تفسیر حروف مقطعه در سوره یس

معنی و تفسیر حروف مقطعه در سوره یسReviewed by جلالی on Mar 17Rating:

معنی حروف مقطعه در سوره یس

یس سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای ۸۳ آیه است

 

حروف مقطعه حروفی اند که در اول بعضی از سوره ها می آیند و معنای مستقلی ندارند. در تفسیر این حروف آرای مختلفی گفته شده است که رأی درست تر این است که این حروف رمزند و پیامبر و اولیا از آن مطلع اند. جمله «صراط علی حق نمسکه» گفته بعضی محققان است و منشأ روایی ندارد.

در ابتدای ۲۹ سوره از سوره های قرآن، یک یا چند حرف از حروف الفبا وجود دارد، که مجموعاً ۷۸ حرف است که با حذف مکررات ۱۴ حرف می شود؛ یعنی نصف حروف هجاء که ۲۸ حرف است. این حروف را «حروف مقطعه»، یا «حروف نورانی» گویند.
معنای حروف مقطعه در قرآن چیست؟
درباره کلمات مقطعه اوائل برخی سوره ها مانند الم سؤال کردید، در پاسخ یادآور می شویم که درباره این کلمات نظرات مختلفی از مفسران عرضه شده است که برخی از آن نظرها را برایتان یادآور می شویم:
۱ – این کلمات از متشابهاتی است که تأویل آنها را جز خدا نمیداند.
۲ – اشاره به نامهای خداوند است مثلاً الم معنای آن این است که «انا اللَّه اعلم؛ منم خدایی که میدانم».
خداوند نیازى به سوگند ندارد، ولى سوگندهاى قرآن همواره داراى دو فایده مهم است: نخست تاکید روى مطلب، و دیگر بیان عظمت چیزى که به آن سوگند یاد مى شود، زیرا هیچ کس به موجودات کم ارزش سوگند یاد نمى کند.

۳ – آوردن این کلمات به این منظور است که نشان دهد قرآن مجید که همگان از آوردن آن، عاجز و ناتوان می باشند از همین حروف تهجی که تمام جملات و کلمات از آنها ساخته میشوند ساخته شده است.
بنابراین شما هم اگر میتوانید از این حروف چنین کلامها و جملاتی بسازید در حالی که نمی توانید مانند اینکه یک مهندس که نقشه جالبی برای ساختمان کشیده و آن نقشه را به طرز بدیعی پیاده کرده است می گوید این خانه از این آجر و گچ و سیمان و آهن درست شده است این مصالح در اختیار شما و همگان است اگر می توانید از این مصالح شما هم چنین خانه جالب با این نقشه ی زیبا و بدیع بسازید.
قول دیگری درباره کلمات هست که مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیرالمیزان آن را برگزیده اند که این کلمات با محتوای سوره ای که در آغاز آن قرار گرفته اند ارتباط دارند و اینها رمزهایی هستند ما بین خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله.
ممکن است اینجا این سؤال مطرح شود که قرآن مجید برای تبیین به انسانها است و مگر خداوند از بندگانش باکی داشته تا رمزی با آنان سخن بگوید؟
پاسخش این است که صحیح است قرآن مجید برای تبیین از طریق تفسیر پیامبر و امامان معصومین «علیهم السلام» صورت گیرد چنانکه خداوند می فرماید: «لتبین الناس ما نزل الیهم؛ تا برای آنان بیان کنی آنچه به سوی آنان نازل گشته است» بر این اساس اشکالی ندارد که برخی از آیات قرآن به خاطر مصالح مهم تری به صورت رمزی معانی را تفهیم کند مانند اینکه مردم به پیامبر و امامان «علیهم السلام» مراجعه کنند و از طریق آنان به فهم بیشتر و آگاهی وسیع تر درباره قرآن دست یابند و این راهی باشد برای مراجعه بیشتر مردم تا مسئله رهبری هر چه بیشتر و بهتر تحکیم یابد. آری معانی آیات قرآن مجید ابعادی دارد که برخی از آنها برای انسانهای دیگر نیز قابل وصول است ولی ابعادی از آن هم جز برای پیامبران و امامان قابل دست یافتن نیست.
قول دیگری درباره کلمات هست که مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیرالمیزان آن را برگزیده اند که این کلمات با محتوای سوره ای که در آغاز آن قرار گرفته اند ارتباط دارند و اینها رمزهایی هستند ما بین خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله.
حروف مقطعه در سوره یس
سوره یس یکی از همان ۲۹ سوره قرآن مجید است که با حروف مقطعه آغاز مى شود. (یا و سین).
درباره تفسیر حروف مقطعه قرآن بحث هاى فراوانى مطرح است. ولى در خصوص سوره یس تفسیرهاى دیگرى نیز براى این حروف مقطعه وجود دارد: از جمله اینکه : این کلمه مرکب از یا (حرف ندا ) و سین یعنى شخص پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است، و به این ترتیب پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را براى بیان مطالب بعد مخاطب مى سازد.
در احادیث مختلفى نیز آمده است که این کلمه یکى از نام هاى پیغمبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله است. دیگر اینکه مخاطب در اینجا انسان است سین اشاره به او است، ولى این احتمال با آیات بعد سازگار نیست، زیرا در این آیات روى سخن تنها به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) است.
لذا در روایتى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: “یس” نام رسول خداست و دلیل بر آن این است که بعد از آن مى فرماید تو از مرسلین و بر صراط مستقیم هستى. (نور الثقلین، ج ۴، ص ۳۷۵ )
به دنبال این حروف مقطعه  -همانند بسیارى از سوره هائى که با حروف مقطعه آغاز شده – سخن از قرآن مجید به میان مى آورد، منتها در اینجا به آن سوگند یاد کرده و مى گوید سوگند به قرآن حکیم (والقرآن الحکیم).
جالب اینکه قرآن را به حکیم توصیف مى کند، در حالى که حکمت معمولا صفت شخص زنده و عاقل است، گوئى قرآن را موجودى زنده و عاقل و رهبر و پیشوا معرفى مى کند که مى تواند درهاى حکمت را به روى انسانها بگشاید، و به صراط مستقیمى که در آیات بعد به آن اشاره کرده راهنمائى کند.
البته خداوند نیازى به سوگند ندارد، ولى سوگندهاى قرآن همواره داراى دو فایده مهم است: نخست تاکید روى مطلب، و دیگر بیان عظمت چیزى که به آن سوگند یاد مى شود، زیرا هیچ کس به موجودات کم ارزش سوگند یاد نمى کند.
آیه بعد چیزى را که سوگند آیه قبل به خاطر آن بوده است بازگو مى کند، مى فرماید: مسلما تو از رسولان خداوند هستى (انک لمن المرسلین) .
رسالتى که توأم با حقیقت است و بودن تو بر صراط مستقیم ( على صراط مستقیم).

منابع:
تفسیر نمونه
تفسیر مجمع البیان
سایت معارف قرآن

 



سایتی به وسعت همه چیز که در اون سعی میکنم تجربیات و مطالب در خور توجه رو که دوستشون دارم قرار بدم و امیدوارم با پیشنهادات و انتقادات خودتون من رو راهنمایی کنید. با تشکر


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوست داری سایت خودتو داشته باشی همین الان این کار رو بکن
امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت
برای محبوب کردن سایت روی 1+ کلیک کنید