چرا زمان بلوغ رسیدن پسران و دختران متفاوت است؟

چرا زمان بلوغ رسیدن پسران و دختران متفاوت است؟Reviewed by Mj on May 25Rating:

khabar_89_5_20v

 

بلوغ، یکی از مراحل حساس زندگی بشر بشمار می رود، زیرا دراین مرحله از زندگی، نه تنها جسم انسان دچار تغییر می شود، بلکه خلق و خوی و روح انسان هم متحول می گردد و قدرت فهم و درک انسان نیز بالا می رود. به عبارت دیگر در این دوران، شخصیت انسان کم کم تکوّن پیدا می کند، و از اندیشه ها و کارهای کودکانه خویش خداحافظی می کند، و اکنون آن چیزهایی را که قبلاً در نظرش بزرگ و مهم جلوه گر می شدند، کوچک و حقیر می شمارد، و به چیزهای مهم تر و بزرگتری می اندیشد، و خویشتن را برای پذیرش بعضی از مسئولیت های خطیر، آماده می بیند، و سعی می کند کارهائی انجام دهد که بزرگترها انجام می دهند. همه ی اینها، نشان دهنده این است که شخص بالغ به مرحله ای از تکامل عقلی و رشد فکری رسیده است که می توان بر او کارها و وظایفی را محوّل کرد که پیش از این ممکن نبود، و شاید خداوند متعال هم به همین خاطر یکی از شرایط تکلیف را بلوغ قرار داده است.

اما اینکه چرا سنّ بلوغ زن با مرد متفاوت است؟

در این شکی نیست که خداوند به حکم قانون خلقت، زن و مرد را متفاوت آفریده است و طبق تحقیقات زیست شناسان و فیزیولوژیست ها و روان شناسان، همه ی این تفاوت ها را نمی توان با مطالعه و تجربه مختصر به دست آورد، بلکه بدست آوردن آن نیاز به پژوهش و تحقیقات فراوان دارد، ـ که مرحوم شهید مطهری مقداری از این تفاوت ها را در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام»[۱] ذکر کرده است ـ و قطعاً این تفاوت ها دارای آثاری خواهد بود، از جمله اینکه موجب زودتر بالغ شدن دختر از پسر است.

الکسیس کارل، فیزولوژیست و جراح و زیست شناس معروف فرانسوی ـ که شهرت جهانی دارد ـ در کتاب «انسان موجود ناشناخته» در مورد تفاوت های زن و مرد و تأثیر این تفاوت ها در بین وظایف زن و مرد، چنین می نویسد: اختلافی که میان زن و مرد موجود است تنها مربوط به شکل اندام های جنسی آنها و وجود زهدان و انجام زایمان نزد زن و طرز تعلیم خاص آنها نیست، بلکه نتیجه علّتی عمیق تر است که از تأثیر مواد شیمیایی مترشحه غدد تناسلی در خون ناشی می شود. به علت عدم توجه به این نکته اصلی و مهم است که طرفداران نهضت زن، فکر می کنند که هر دو جنس (زن و مرد) می توانند یک قسم تعلیم و تربیت یابند و مشاغل و اختیارات و مسئولیت های یکسانی به عهده گیرند. زن در حقیقت از جهات زیادی، با مرد متفاوت است، (حتی) یکایک سلول های بدنی و همچنین دستگاههای عضوی، مخصوصاً سلسله عصبی نشانه جنس (مخصوص) خود را بر روی خود دارند. قوانین فیزیولوژی نیز همانند قوانین جهان ستارگان، سخت و غیر قابل تغییر است، و ممکن نیست تمایلات انسانی در آنها راه یابد. ما مجبوریم آنها را طوری که هستند بپذیریم.

زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و مسیر خطیر خاصّ خویش بدون تقلید کورکورانه از مردان، بکوشند، وظیفه ایشان در راه تکامل بشریت خیلی بزرگتر از مردهاست و نبایستی آن را سرسری بگیرند و رها کنند.[۲]

از بعضی از بزرگان در مورد زودتر بالغ شدن دختران چنین نقل شده: آنچه تحقیقات علمی ثابت کرده این است که: رشد زن سریعتر از مرد است، بنابراین دورانی که مرد در مدت پانزده سال طی می کند، زن در نه سال طی می نماید، و این موضوع، اختصاص به زن و مرد ندارد، بلکه در تمام جانداران وگیاهان هم، همینطور است، رشد انواع ضعیف تر در دوران کوتاهتری انجام می پذیرد. مثلاً رشد گیاهان نیلوفر خیلی سریعتر از رشد درخت چنار است. خلاصه هر موجودی که لطیف تر است، رشد آن سریعتر است و هر موجودی که خشن تر است، رشد آن کندتر انجام می یابد و به همین دلیل، بسیاری از دختران در سنین یازده یا چهارده سالگی آماده بارور شدن و مادر شدن از نظر جنسی هستند، در حالی که پسران در این سنّ معمولاً آمادگی پدر شدن از نظر جنسی را ندارند.[۳]

نکته دیگری که شاید به ذهن بیاید این است: دختر زودتر از پسر به سن تکلیف می رسد، این به مشقّت انداختن جنس زن است، و این یک نوع تبعیض و برتری جنس مرد را می رساند.

در پاسخ این اشکال باید بگوئیم که: این سخن درستی نیست، زیرا رسیدن به تکلیف یک نوع کمال است، و رشد عقلی مکلّف را نشان می دهد. در واقع، این یک توفیق برای انسان است که لیاقت پیدا کند که مخاطب امر الهی واقع شود.

یکی از بزرگان می فرماید: می توان گفت توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند حدّاقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ۶ سال قبل از اینکه مرد مکلّف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از ۹ سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی شد، خدا او را به حضور پذیرفته است و با او سخن می گوید و روزه را بر او واجب می کند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش می دهد، آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز ست. همه ی اینها نشانه آن است که زن برای دریافت فضایل شایسته تر از مرد است. اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است… عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام کرد و وارد شانزده سالگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب می کند و قبل از آن چنین لیاقتی را ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرّف به مقام عبودیت است.

باز در ادامه می فرماید: بلوغ یک شرافت است، آنها که اهل سلوکند، می گویند، ما مشرّف شدیم، نه مکلّف، چون زحمت و مشقّتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است… اگر کسی به جائی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا به یاد او باشد شرافتی نصیب او گردیده است، و زن ۶سال قبل از مرد به این شرافت می رسد.[۴]

نتیجه آن‌که بین بلوغ و تکلیف تفاوت وجود دارد. بلوغ یکی از شرایط تکلیف است و چون دختر زودتر بالغ می‌شود، زودتر هم مکلف می‌شود، و اگر در کسی – دختر یا پسر- نشانه‌های بلوغ آشکار نشد، معیار دیگری مطرح می‌شود که رسیدن به سن خاص است.



Mj

دستیار آقای جلالی هستم!! که برای کمک به ایشان من نیز مطالبی را برای دوستان درسایت قرار میدهم :)


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوست داری سایت خودتو داشته باشی همین الان این کار رو بکن
امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت
برای محبوب کردن سایت روی 1+ کلیک کنید