مناقب حضرت علی علیه السلام

مناقب حضرت علی علیه السلامReviewed by جلالی on Jun 25Rating: 4.5

فضایل حضرت اسدالله الغالب بیرون از حد شمارش است؛ مطالب ذیل برگرفته از متونی است که در نزد اکثر علمای شیعه به اعتبار مشهور است.

۱۸۰۵۱_۶۲۷

تفسیر برهان:

روزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام در مسجد نشسته بودند که دو مرد که با هم مشاجره میکردند داخل شدند و یکی ازآنها از خوارج بود پس حکم برعلیه مردی که از خوارج بود قرار گرفت و حضرت برعلیه او حکم کردند پس آن مرد گفت به خدا سوگند به مساوات حکم نکردی وعدل را دراین موضوع بکار نبستی و درنزد خداوند دراین باره برای خشنودی او قضاوت نکردی پس حضرت به او فرمود دور شو ای دشمن خدا پس او به صورت سگ شد پس آنها که حاضر بودند گفتند به خدا سوگند دیدیم که لباس آن مرد به هوا پرواز کرد پس آن سگ برای حضرت اظهار عجز مینمود و دم تکان می داد واشکهای آن سگ برصورتش جاری شد پس دیدم که حضرت امیرالمومنین علیه السلام براو ترحم کردند و سر به سوی آسمان بلند کردند ولبهایشان را تکان دادند وکلامی فرمودند که ما نشنیدیم پس به خدا سوگند دیدم که آن سگ به حالت انسانی خودش بازگشت و لباسش ازهوا بازگشت و بر کتفش افتاد و از مسجد خارج شد درحالی که پاهایش می لرزید پس ما بهت زده به حضرت امیرالمومنین علیه السلام نگاه میکردیم حضرت فرمود چه شده است شما را که نگاه میکنید و متعجب هستید پس ما گفتیم ای امیرالمومنین چطور تعجب نکنیم در حالی که این کار را از شما دیدم فرمود آیا میدانید همانا آصف بن برخیا وصی سلیمان بن داود کاری کرد شبیه این کار وخداوند جل اسمه قصه آن را بیان میکند (ایکم یاتیین بعرشها الی اشکر ام اکفر) پس کدام نزد خداوند گرامی تراند پیامیر شما یا سلیمان گفتیم بلکه نبی ما گرامی تراست ای امیرالمومنین پس حضرت فرمود پس وصی نبی شما گرامی تراست از وصی سلیمان است همانا نزد وصی سلیمان از اسم اعظم خداوند یک حرف بود پس سوال کرد از خدای جل اسمه پس زمین برای او شکافته شد ما بین او و تخت بلقیس پس آن را آورد در کمتراز چشم به هم زدن و نزد ما از اسم اعظم خداوند هفتاد و دو حرف است وحرفی نزد خداوند پنهان شده ازخلقش گفتیم ای امیرالمومنین پس حالا که این نزد شما است پس چه حاجتی برای یاری درجنگ معاویه وغیراودارید تا مردم دوباره به سوی جنگ آیند حضرت فرمود( بل عباد مکرمون لا یسبقونه با لقول وهم بامره یعملون ) همانا خواندم این مردم را برای جنگ با او تا حجت ثابت شود و امتحان کامل گردد واگر اذن در هلاک او بود من دراین کار تاخیر نمیکردم ولی خدای تعالی آزمایش میکند مخلوقاتش را به آنچه میخواهد پس ما از دور حضرت پراکنده شدیم و بزرگ میداشتیم آنچه به ایشان عطا شده بود.

خرائج والجرائح:

روزی مرد وزنی اختلاف خود را به نزدحضرت آوردند پس آن مرد درحضور حضرت امیرالمومنین علیه السلام صدایش را برزنش بالا بردحضرت به او فرمود دورشو (همانگونه که به سگ میگویند) وآن مرد از خوارج بود پس سر آن مرد چون سرسگ شد پس مردی که حاضربود گفت ای حضرت امیرالمومنین علیه السلام براین خارجی فریاد زد ید پس سرش چون سرسگ شد پس چه چیز تو را منع کرده از معاویه (هلاکش) حضرت فرمود وای برتو اگر بخواهم همانا معاویه را درحالتی که برتختش نشسته اینجا حاضر میکنم وخداوند را میخوانم و اواجابت میکند ولی برای خداوند خزائنی هست نه ازطلا ونقره ونه انکاری براسرار(خداوند باشد) این تدبیرخداوند است آیا قرائت نکردی (بل عباد مکرمون لایسبقونه بالقول وهم بامره یعملون)

در نجف اشرف در جوارمرقد متبرک شاه ولایت حضرت اسد الله غالب علی بن ابیطالب علیه السلام طلبه ای در حوزه نجف مشغول تحصیل بود که بسیار فقیر بود وزندگی بر او خیلی سخت می گذشت روزی با خودش گفت این طور زندگی من را به تنگ آورد وباید کاری بکنم وبه فکر افتاد که به حرم حضرت مشرف شود واز حضرت امیر المومنین علیه السلام یاری بطلبد پس روزی که برای زیارت مشرف شد درجلوی ضریح به حضرت عرض حال کرد.

همان شب حضرت را در خواب دید که حضرت امیر المومنین به او فرمود برو به پاکستان به نزد فلان راجه (یکی از بزرگان و فرمانروایان در پاکستان که در آن زمان به صورت اینکه هر شهری فرمانروایی داشت اداره می شد) وقتی بیش او رفتی به او بگو تو یک مصراع در فضیلت حضرت علی بن ابیطالب شعر گفتی ولی در مصراع دومش مانده ای ومن مصراع دومش را برای تو از خود حضرت آورده ام؛ بله این طلبه با زحمت زیاد از نجف به پاکستان رفت وبه نزد راجه رسید وگفت تو درباره حضرت علی علیه السلام یک بیت شعر گفتی که در مصراع دومش مانده ای ومن مصراع دوم را از خود حضرت آورده ام…

راجه گفت مصراع من چیست طلبه گفت حضرت فرمود تو گفته ای

به ذره اگر نظر لطف بو تراب کند

ولی درمصراع بعدی ماندی

حضرت علی بن ابیطالب مصراع دوم را کامل کردند وفرمودند

به آسمان رود وکار آفتاب کند

پس راجه بسیار منقلب شد وب سیار شکر خداوند کرد و به طلبه گفت من نصف اموال و ثروتم را به تو میدهم وطلبه از فقر نجات یافت.

مناقب ابن شهرآشوب:

شکایت کرد ابوهریره به امیرالمومنین از اشتیاقش به (دیدن) فرزندانش پس حضرت امر کردند که چشمهایش را ببندد (برهم گذارد) پس زمانی که بازکرد (چشمش را) درمدینه بود در خانه اش پس لحظه ای درآنجا نشست پس (از مدتی) حضرت علی را دید (درپشت بام یا حیاط خانه اش) که به او فرمود بیا تا باز گردیم پس ابوهریره چشمانش را بست و بعد خود را درکوفه دید پس ابوهریره بسیارتعجب کرد امیرالمومنین به او فرمود همانا آصف تخت (بلقیس) را آورد ازمسافت دوماه راه به اندازه یک چشم بهم زدن برای سلیمان ومن وصی رسول خداهستم.

مدینه المعاجز بحرانی:

از راوندی حضرت علی روزی از کنار مردی خیاط عبور می کرد که در حال خیاطی کردن بود وآواز می خواند حضرت علی به او فرمودند ای جوان اگر قرآن قرائت می کردی برای تو بهتر بود خیاط گفت من قرآن به خوبی نمی دانم اگر شما دوست دارید شعر بهتری به من یاد بدهید حضرت فرمدند این سخن را رها کن پس حضرت در گوش خیاط کلامی گفتند وبه صورت مخفی و نجوا گونه پس خداوند همه قرآن را در قلب او تصویر کرد و آن خیاط حافظ کل قرآن شد.

از کتاب مناقب:

فاطمه علیها السلام که فرمودند در زمان ابوبکر زلزله در مدینه اتفاق افتاد پس مردم سرآسیمه به دنبال ابوبکر و عمر رفتند پس دیدند که آنها هم با وحشت به سوی خانه حضرت علی می روند تا همه به در خانه حضرت علی رسیدند در آن هنگام حضرت علی از خانه خارج شدند در حالی که اصلا از زلزله متاثر نبودند و حضرت حرکت کردند تا به محلی مرتفع رسیدند ودر آنجانشستند و مردم و ابی بکر و عمر به دور ایشان نشستند وبه خانه های مدینه که بر اثر زلزله جلو و عقب می رفتند نگاه می کردند بعد از لحظاتی حضرت علی فرمودند مثل اینکه از آنچه می بینید وحشت کرده اید مردم گفتند چطور نترسیم در حالی که تا به حالا چنین زلزله ای ندیدیم پس حضرت علی کلامی زمزمه کردند و لب هایشان حرکت کرد که آنها نفهمیدند پس با دست بر زمین زدند و فرمودند چه پیش آمده است برای من از حرکت باز ایست پس زلزله متوقف شد و مردم بیشتر تعجب کردند از آن حالت اول که دیدند ایشان به زلزله اهمیت ندادند حضرت علی به آنها فرمودند آیا از این کار من تعجب می کنید مردم گفتند بله حضرت فرمود من آن مردی هستم که خدا در قرآن فرموده است اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان ما لها من آن انسان هستم که می گوییم به زمین چه می کنی یومئذ تحدث اخبارها و زمین مرا از حوادث اخبار خود با خبر می کند.

در حاشیه یکی از کتب خطی چنین آمده است که روزی حضرت امیر دست مبارک خود را به سمت راست چپ وجنوب وشمال حرکت میدادند عمر مل… پرسید که یا علی چه میکنی فرمودند روزی حیوانات را تقسیم میکنم عمر گفت یا علی من امروز چه خواهم خورد فرمودند شیر برنج عمر گفت امروز به صحرا میروم ومیگردم تا دروغ علی معلوم شود پس از مدینه بیرون آمد ناگاه به چند ساربان برخورد کرد که شیر برنج از شیر شتر میخوردند عمر را گفتند بنشین وشیر برنج بخور عمر گفت میروم او را نشانیدند وشیر برنج در نزد او گذاشتند گفت نمیخورم او را زدند تاخورد پس برخواست وگفت آنچه نصیب است نه کم میدهند گر نستانی به ستم میدهند.

معاویه ملعون عرض کرد که یا علی سه خواسته از تو میطلبم یکی از آنهارا اجابت کن حضرت علی فرمودند ای ملعون طلب کن البته یکی را اجابت کنم آن حرامزاده بی شرمی کرده گفت به خدا شرک بیاور حضرت اورا لعن فرمودند گفت از پیامبر تبری بجو حضرت اورا لعن کردند گفت کیمیا را به من بیاموز حضرت فرمودند خوب است اما ای ملعون دانستن کیمیا برای تو باعث وفور عذاب است بعد از هزار جزء کیمیا یک جزء به او آموختند.

معاجز سید هاشم بحرانی:

راوی گویید من به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم مردم با ما شیعیان احتجاج می کنند که حضرت علی دخترش ام کلثوم را به عمر داد وحضرت به متکا تکیه داده بودند پس نشستند وفرمودند آیا شما می پندارید که علی علیه السلام دخترش را به نکاح عمر در آورد وکسانی که این مطلب را قبول کنند کسانی هستند که به راه صحیح هدایت نشدند ودستشان را به هم زدند وفرمودند سبحان الله همانا امیر المومنین قادر بود جلوگیری از این ازدواج کند ودخترش را از دست دشمن نجات دهد دروغ گفته اند مطلب آنچه مردم گفته اند نبوده است به درستی که عمر خواستگاری کرد ام کلثوم را از حضرت علی وایشان نپذیرفت پس عمر به عباس گفت اگر من با ام کلثوم ازدواج نکنم منسب سقاییت حجاج از آب زمزم را از تو می گیرم پس عباس پیش حضرت علی آمد وبرای حاجت عمر اصرار کردد اول حضرت قبول نکرد بعد از اصرار عباس وآنکه مشقت حرف مردم بر عباس گران است وعزل او وآنکه او مدت طولانی ساقی حجاج بوده است پس حضرت علی یک زن جن از جنیان نجران یهودیه را احضار کردند واسم او سحیقه بنت حریریه بود پس حضرت امر کردند اورا که به شکل ام کلثوم در آمده وحجاب بر دیده ها افتاد ودیگر قادر به دیدن ام کلثوم نشدند وآن زن جنی نزد عمر بود تا آنکه روزی شک کرد وگفت د ر روی زمین خاندانی ساحر تر از بنی هاشم نیست وخواست که این ماجرا را برای مردم تعریف کند که به قتل رسید پس زن جنی میراث خود را از اموال عمر گرفت وبه نجران برگشت وحضرت علی ام کلثوم را آشکار کردند.

مشارق انوار الیقین برسی:

همانا خبر دادند اصحاب تاریخ که روزی شخصی از جن در نزد رسول خدا نشسته بود که دید حضرت علی علیه السلام به سمت ایشان می آیند پس استغاثه کرد آن جن به رسول الله وگفت پناه به من دهید از این جوانی که به سوی ما می آید پیامبر فرمودند مگر با تو چه کرده است گفت در زمان سلیمان ما از اطاعت او تمرد کردیم پس یک نفری از جن را به سوی من فرستاد پس بر او گردن کشی کردیم پس این جوان سوار بر اسب آمد وبر من ضربتی زد ومرا اسیر کرد واین محل ضربت او بر بدن من است که تا الان بهبود نیافته است.

از امالی شیخ طوسی:

جابر میگوید با امیر المومنین علیه السلام در کنار فرات می رفتیم که ناگهان موجی بزرگ از فرات برخاست و حضرت را در برگرفت تا حضرت را از من پنهان کرد و آنگاه موج دوباره به فرات بازگشت چون امام را دیدم هیچ رطوبتی بر لباس و بدن امام نبود از این اتفاق زبانم بندآمده بود و بسیار تعجب کردم از امام علت این اتفاق را پرسیدم امام فرمودند آن را مشاهده کردی عرض کردم بله امام فرمودند ملکی که موکل بر آب است بیرون آمد و برمن سلام کرد ومن را در آغوش گرفت.

اسرار فضائل و مقامات امیر المومنین (علیه السلام)

ای بصفت جان جهانی همه

حاصل ایمان و امان همه

گرجه فرستاد رسولان خدای

جزتونبد روح وروان همه

با همه همراه تو بودی وبود

از تو منور دل وجان همه

نقل شد از یک نسخه خطی در موضوع تفسیر خطبه البیان:

قال امیر المومنین علیه اسلام انا الاول و الاخر و الظاهر و الباطن وانا بکل شی علیم

من آن نورم که با موسی سخن گفت ، انا کلام الله الناطق ،انا مصور فی الارحام ،انا القران و السبع المثانی ،انا الذی عنده مفاتیح الغیب لا یعلمها بعد محمد غیری ،انا ذوالقرنین المذکور فی الصحف الاولی ،انا حجه الذی عندی خاتم سلیمان بن داود ،انا حجه الانبیا، انا الذی اتولی حساب الخلایق،انا لوح المحفوظ

از عبدالله عباس منفول است که اگر علی علیه اسلام را خدای بر سر عزرائیل موکل نکردی و نور ولایت وی بر سر حساب عزرائیل حاضر نبودی در شمار هیجده هزار عالم عزرائیل صدهزار غلط کردی

روایت از ابن ادریس از پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم به اسناد متصل که فرمودند که جبرائیل گفت ان علیا هو مخاس الارواح یعنی حضرت علی علیه اسلام رباینده ارواحست

انا الذی قال لی الرسول صل الله علیه وآله وسلم الصرط صراطک و الموقف موقفک

ان الذی عنده علم الکتاب ما کان و ما یکون، سلونی عما دون العرش

انا نوح الاول، ان منشی السحاب ،

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم فرمو د دست ولایت علی گشاینده ابر بارانهای رحمت باشد

انا مسمع الرعد و مبرق البرق

سلمان فارسی ره از پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم نقل کرده که فرمودند ان لصوت علی بن ابیطالب فی الحرب کصوت الرعد

انا مطرد الانهار فانا سماک السموات یعنی منم بلند کننده آسمانها

از عبدالله عباس از پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم فرمودند آن شب که مرا به معراج بردند بر هر آسمان که شدم نام علی علیه السلام را با نام خود بر آسمانها نوشته دیدیم بدین صورت یا محمد المصطفی یا علی المرتضی

انا صاحب ایوب المبتلی و شافیه انا صاحب یونس و منجیه ،انا النور الذی اقتبس موسی منه فهدی

از ابوذر غفاری منقول است که پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم فرمودند که موسی کلیم از نور ولایت علی علیه السلام انواع علوم اخذ کرد

انا معصوم من عند الله ،انا ترجمان وحی الله ، انا متکلم بکل لغه فی الدنیا ،انا خازن علم الله

انا حجه الله علی من فی السموات و فوق الارض،انا حجه الله علی الجن و الانس ،انا الراجفه ،انا الرادفه ،انا ذلک الکتاب لاریب فیه ، انا الاسماء الحسنی التی امر الله ان یدعی بها ، انا اقمت السموات السبع بنور ربی و قدرته

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم فرمودند خدای تعالی بی مودت علی بن ابیطالب علیه السلام دعای هیج کس را قبول نمیکند

در حدیث معتبر آمده روزی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم در مسجد فرمودند در روز ازل خداوند حجابی آفرید بر حواشی آن نوشت لا اله الا الله محمد رسول الله علی وصیه آنگاه لوح را بیافرید وبر حاشیه آن کلمات را نوشت پس هر که دعوی کند دوستدار پیغمبراست و دوست دار وصی نیست دروغ گوست و هرکه دعوی کند که پیامبر را شناخت و وصی را نشناخت همانا کافر است

و فرمود که اهل بیت من امانند برای شما ودوستی آنها دوستی منست پس تمسک با ایشان کنید تا گمراه نشوید کسی پرسید اهل بیت شما کدامند حضرت فرمود علی و دو فرزندش ونه نفر از فرزندان حسین علیه السلام و آنها از گوشت و خون منند انا ولی الله فی ارضه والمفوض الیه امری والحاکم فی عباده ،انا الذی دعوه الشمس و القمر فاجابنی ،انا صاحب النشر الاول والاخر ، انا ناقور الذی قال الله تعالی فاذا نقر فی الناقور

انس بن مالک از پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم نقل کرده که فرمودند ان علیا موکل علی نفخه الصور و الناقور ،انا منبت الزروع ومغرس الاشجار و مخرج الثمار

از حارث اعور که ازراویان رسول الله بود گفت که بچشم خویش دیدم که امیر المومنین از چوب خشک میوه بیرون آوردبرای امام حسین علیه السلام از ستون مسجد پیغمبر چهار انار تر بیرون آورد گفت یا امیر المومنین این معجزه ترا چه گویند گفت کسی بقول خدا ورسول قسمت کننده بهشت ودوزخ باشد پس قادر باشد که انار بهشتی از چوب خشک بیرون آورد

انا قاسم النار و الجنه ،انا منشی الجوار الفلک فی البحور ،انا الصلوه المومنین وزکوتهم وصومهم وحجهم

از انس مالک روایت از رسول خدا که فرمودند لا یقبل الله طاعت عباده الا بولایته علی علیه السلام

انا صاحب الکوکب و مزیل الدوله ،انا صاحب الزلازل و الرجف،انا الذی اهلکت الجبارین و الفراعنه المتقدمین بسیف الذوالفقار،انا مونس یوسف الصدیق فی الجب و مخرجه ،انا صاحب موسی و الخضر

وقتی موسی به نزد هارون بازگشت آنچه از عجائب دیده بود بیان کرد هارون گفت کدام یک از این عجائب را نیکوتر دیدی موسی گفت من وخضر با هم بودیم در کنار دریائی ناگاه مرغی خوش الحان ازروی هوا آمد بر صوره غریب بمقدار اشتری آنگاه منقاری آب برگرفت از دریا وبسوی مشرق ریخت و دوباره منقاری آب به سوی مغرب ریخت ومنقاری دیگر از آب به سوی دریا ریخت و پرواز کرد ورفت من در فکر و تعجب شدم ناگاه فرشتهای از آسمان فرود آمد و سر این معنی را با من بیان کرد و گفت ای موسی وای خضر بدانید سر حال آن مرغ چه بود از گرفتن بمنقار آب ریختن آن به اطراف گفت بدانید که خضرپیغمبر تمنای من کرد مثل موسی که پیغمبری از ما داناتر نیافریده شده که همچون موسی پیغمبری بنزد من فرستاده است تا ویرا علم آموزم پس آن فرشته گفت بدانید که حکمت افعال آن مرغ این بود که چون منقاری آب سوی مشرق بریخت سوگند یاد کرد که ای موسی و ای خضر بدانید که بدان خدای که مشرق را مشرق آفرید و منقاری دیگر آب که بسوی مغرب بریخت یعنی بدان خدای که مغرب را مغرب گردانید و بدان خدای که آسمانرا گردان گردانید و بدان خدای که دریا را بیافرید ای خضر بدان که تو منی کردی یعنی منم معلم موسی بچنین صفات خدای سوگند خوردم که در آخر الزمان پیغمبری بظهور آید و نام او احمد و محمود و محمد صل الله علیه وآله وسلم است که علم تو که خضری و علم موسی با صدو بیست و چهار هزار پیغمبر در برابر علم محمد بمقدار یک قطره آب باشد از دریا و باب شهر علم محمد صلوات الله وصی او علی علیه السلام است

انا الباری و انا مصور فی الارحام فانا انبئکم بما تاکولون وما تدخرون فی البیوتکم فانا حامل العرش

واین بر آن قول است که تا خداوند عالم نام علی بر عرش اضافت نکرد عرش بر جای خود قرار نگرفت

انا عالم بتاویل القران و الکتب السالفه ،انا المرسوخ فی العلم ،انا شانی الجبت و الطاغوت و محرقهما ،انا المنتقم من الظالمین ،انا الذی اری دعوه الامم الی طاعتی و کفرت واصرعت و مسخت ،انا الذی ارد المنافقین من حوض رسول الله صل الله علیه وآله وسلم ،انا باب فتح الله تعالی لعباده ومن دخله کان امنا ومن خرج عنه کان کافرا

قال رسول الله صل الله علیه وآله وسلم ان علی حبه حبی

انا الذی بیدی مفاتیح الجنان و مقالید النیران ،انا قائم مع رسول الله صل الله علیه وآله وسلم فی حضاله خضر حیث لاروح یتحرک ولا نفس یتنفس غیری

انا علم صامت و محمد علم ناطق،انا فی القرون الاولی جاوزت موسی الکلیم فی البحر و اغرقت فرعون ،انا ذو القرنین فی هذه امه ،انا کهیعص ،انا فرع من فروع الزیتونیه وقندیل من قنادیل النبوه ،انا الذی اری اعمال العباد لا یعزب عنی شی فی الارض و لا فی السماء،انا عالم بضمائر الانسان ،انا خازن السموات والارضین وقائما بالقسط، انا عالم بتغییر الزمان و حوادثه،انا الذی لیس عمل عامل الا بمعرفتی،انا اعلم عدد نمل ووزنها و خفتها وقطرات الامطار و مقدارها و وزنها ،انا الذی رمیت الکفار کف تراب فرجعوا الهلکی ، انا الذی عنده الف کتاب من کتب الانیبا ، انا الذی جحد ولایتی الف امه فمسخ ،انا لمع البصر

از ابوذر غفاری از رسول الله که فرمودند روشنائی چشم انسان از نور ولایت علی علیه السلام آفریده شده است

قال الرسول الله صل الله علیه وآله وسلم ضیاء البصر من الانسان من علی

اناممدوح بروح القدس ،انا اظهر کیف یشاء ،انا موصوف بتسعمائه و تسعون و تسع صفات الله تعالی بغیر الوهیته او خلق وامر ،انا عبدالله واخو رسوله و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

منبع : ammariyon.ir



سایتی به وسعت همه چیز که در اون سعی میکنم تجربیات و مطالب در خور توجه رو که دوستشون دارم قرار بدم و امیدوارم با پیشنهادات و انتقادات خودتون من رو راهنمایی کنید. با تشکر


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوست داری سایت خودتو داشته باشی همین الان این کار رو بکن
امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت
برای محبوب کردن سایت روی 1+ کلیک کنید