چرا ۷ عدد مقدسی است؟

چرا ۷ عدد مقدسی است؟Reviewed by Mj on Jul 20Rating: 5.0

۴۳۸۵۸۴۴_۵۵۶

در کتاب مقدس از عدد ۷ به عنوان عدد مقدس و کامل استفاده شده و از عدد ۶ به عنوان عدد شیطانی. اما آیا این به خاطر خرافی بودن است یا دلیل  خاصی دارد؟

همانطور که می دانید ،‌ آفرینش در ۶ روز انجام شد و در روز هفتم خداوند پس از آفرینش استراحت کرد. اما بهتر است اول ببینیم آیا این استراحت ، استراحتی مثل ما انسان هاست؟ مگر خدا خسته می شود که استراحت کند؟ در اینجا منظور از استراحت تکمیل کردن برنامه ایست که خدا گذاشته بود . در واقع روز هفتم می تواند زمانی باشد که مسیح مصلوب می شود و برنامه خدا تکمیل می شود . برنامه خدا این بود که مسیح بیاید و برای نجات ما انسان ها مصلوب شود و در واقع روز هفتم که روز استراحت خدا بود را می توان همین روزی دانست که مسیح مصلوب شد. پس خدا در روز هفتم کار خود را تمام کرد . به همین دلیل از عدد ۷ به عنوان عدد مقدس استفاده شده است . در واقع از عدد هفت به نشانه کامل بودن استفاده می شود . همچنین عدد ۷۷۷ بسیار معروف است. این به دلیل تثلیث خداوند استفاده می شود. یعنی سه شخصیت خداوند یکتا که پدر و پسر و روح القدس می باشد . شما در اینجا هم می توانید ببینید که ۷۷۷ یک عدد است اما سه رقم دارد . این نشان تثلیث مقدس است ، زیرا هر سه شخصیت مقدس و کامل هستند.

اما در مورد عدد ۶. عدد ۶ اولا عددی ناقص است زیرا یکی کمتر از عدد ۷ که نشان دهنده کامل بودن است آمده ، و ثانیا همانطور که می دانیم انسان در روز ششم آفریده شد و در همان روز بود که گناه به جهان آمد . در واقع روز ششم را می توان از روز آفرینش انسان تا روز مصلوب شدن مسیح دانست که در واقع زمان حکومت شیطان بر جهان بود. اما پس از مصلوب شدن مسیح، شیطان شکست خورد . پس عدد ۶ عددی شیطانی است . اما شیطان همیشه تقلیدکار بوده و از تثلیث مقدس تقلید می کند و تثلیث شیطانی را شکل می دهد. در واقع شیطان و دجال و پیامبر دروغین که هر سه همان شیطان هستند اما در سه شخصیت . به همین خاطر از عدد ۶۶۶ استفاده می شود . البته در مکاشفه یوحنا هم نوشته شده که تعداد حروف آن حیوان ( شیطان ) به ۶۶۶ می رسد که باز هم نشان دهنده شیطانی بودن این عدد است . و در تاریخ هم بارها اتفاق افتاده ( همان طور که در کتابمقدس هم پیشگویی شده‌ ) که روی پیشانی یا سر افرادی عدد ۶۶۶ حک شده است ! در مکاشفه پیشگویی شده که در روزهای آخر مردم باید این عدد را روی دست و پیشانی آنها حک شود و هر کس این کار را نکند کشته می شود و در این ایام می بینیم که کد هایی که به افراد داده می شود زمینه را برای ورود شیطان آماده می کند .

بله دوستان. این عدد را جدی بگیرید . بعضی دوستان فکر می کنند که این عدد فقط خرافات است . عددیست مثل عدد ۱۳ که به خاطر خرافات تعدادی ، عددی نحس محسوب می شود. ولی نه دوستان. در مورد عدد ۱۳ درست فکر کرده اید . این عدد به طور خرافی نحس محسوب شده ، اما عدد ۶۶۶ واقعا عدد شیطان است . متاسفانه امروزه بعضی دوستان به این عدد توجهی ندارند و خیلی راحت روی آی دی خود می گذارند اما چه بسا که همین آی دی ها زمینه را برای حک کردن این عدد و ورود شیطان به زمین را آماده نکند. دوستان عزیز. مواظب باشید و با هر چیزی شوخی نکنید . کمی جدی بگیرید. بعضی دوستان می گویند که ما قصد خاصی از گذاشتن این عدد نداشتیم و فقط به قصد شوخی بود یا این که از این عدد خوشمان می آمد یا اینکه می گویند می دیدیم دوستان من می گذارند و من هم گذاشتم دریغ از اینکه بدانند با گذاشتن این اعداد شیطان را فرا می خوانند . بله دوستان. شیطان به نحوی می آید و وارد زندگیمان می شود که حتی نمی توانیم فکرش را بکنیم. با پیشرفت تکنولوژی ، شیطان هم راحتتر می تواند وارد زندگی ما شود. با اینترنت ، با آهنگهای شیطانی که شاید خود شما هم فکر نکنید که شیطانست ، با فیلم هایی که ساخته می شود و اتفاقا فروش خوبی هم دارد ، با کتابهایی که نوشته می شود ، از علامت هایی که افراد استفاده می کنند ، فالگیری ، احضار ارواح ، یوگا ، جادوگری و کارهای خارق العاده که از شیطان بر می آید . بله دوستان. همه اینها که انسانهای امروزی را جذب خود کرده است از شیطان است . شاید خودتان هم باور نکنید که شیطان چگونه وارد زندگیتان شده است . زیرا شیطان مانند کسیست که بسیار زشت است اما با تزئینات و آرایش ها و لباس های بسیار قشنگ خود را زیبا جلوه می دهد ، اما وقتی آرایش ها را بر می داری ، می بینی که ابسیار زشت و پلید است . پس گول تزئینات او را نخورید .

عدد مقدس و جادویی دیگری که بیشتر در نزد ایرانیان مقدسه ولی در کل میتوان اون رو به عنوان عدد مقدس در اکثر جوامع شناخت.

الف- در برخی از روایات آمده است: که هفت روز مانده به نوروز، مردم ستونی از خشت خام را در حیاط خانه خود نصب می کردند و در آن دانه های هفت نوع غله «اعم از گندم، جو، ارزن، لوبیا، نخود و عدس»را می کاشتند. روز ششم در حالیکه هفت سینی حامل نقل و شیرینی به دست داشتند با سرود و موسیقی به جمع آوری جوانه‏های غلات می‏پرداختند.

ب- آمده است : که انتخاب عدد هفت و استفاده از هفت سینی در سفره نوروزی نیز بدان سبب بوده است که این عدد را حاصل آمیزش دو عدد مقدس سه و چهار می‏پنداشتند. بدین ترتیب، از مجموع عدد سه که نمادمرد و میرندگی بود و عدد چهار که نماد زن و زایندگی در طبیعت محسوب می‏شد، عدد هفت پدید آمد که نشانه‏ای از حیات و زندگی در دو جهان به شمار می‏آمد.

ج- هفت شهر عشق هم که معروفه دیگه. البته نمیدونم که این هفت شهر کدام شهرها هستن ولی میدونم که این نام به هفت شهر مقدس گفته میشه من فقط یک بیت شعر در همین رابطه مینویسم:(فکر کنم از حافظ ولی دقیق یادم نیست.)
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوزم اندر خم یک کوچه ایم

د- این ها هم نمونه های کوتاه هستند:
• هفته هفت روز است.
• آسمان هفت طبقه دارد.
• آمده که : زمین هفت طبقه (یا هفت لایه) دارد.
• هفت خوان (که نیاز به توضیح نداره)
• هفت اورنگ(نام یک اثر ادبی)
• هفت اقلیم (که نیاز به توضیح نداره ولی اگه کسی خواست توی نظرات بگه تا توضیح بدم)
• هفت سنگ (اسم یک بازی)
• هفت جان (اصطلاحی که برای افراد جان سخت و گربه ها استفاده میشود)
• هفت سَر (که در افسانه های ایرانی اژدها و یا مارهایی با هفت سر وجود دارد)
• هفت هیکل (نام یک دعا ی بزرگ)
• هفت هنر (مانند:خطاطی،نقاشی،عکاسی،تئاتر،سینما و …)
• هفت صنعت(صنایع ادبی فارسی مانند:ایهام،سجع و …)
• هفت پیکر (نام یک اثر ادبی)
• هفت قلم (آرایش زنانه)
• هفت کوتوله – هفت برادران – هفت بیجار هفت تیر – هفت سامورائی هم نمونه های دیگر استفاده ی عدد مقدس ۷ است!!!

 جایگاه عدد “هفت” در ادب فارسی و فولکلور ایرانی

از زمان های بسیار قدیم عدد “هفت” عدد محبوب بسیاری از قوم ها، به ویژه قوم های شرقی بوده است. این عدد همواره از تقدمی خاص برخوردار بوده و نشانه ای از یک نظم کامل یا دوره کامل بوده است. برای آن اشاره به کمال روح و ماده قایل بوده اند و هر جا که لازم بوده مجموعه ای را بدون نقص ذکر کنند، از این عدد “سحرآمیز” استفاده می کرده اند. شاید این جنبه ی ماوراء طبیعی از زمانی به عدد هفت نسبت داده شده است که گذشتگان به وجود برخی از پدیده های طبیعی با همین شمار پی بردند. مانند هفت رنگ اصلی یا هفت سیاره که سومریها آن ها را کشف کردند و پرستش نمودند، از آن پس بود که توجه سایر قوم ها نیز به این عدد جلب شد و نفوذ آن را می توان در خط فکری و آثار بازمانده از این قوم ها مشاهده کرد.

تقسیم سال به دوازده ماه و تقسیم هر ماه به چهار هفته و هفته به هفت روز که به شماره ی همان سیاره های هفتگانه است یکی از آثار تأثیر این تفکر در دانشمندان کلده است. بعدها این نوع تقسیم بندی به سایر ملت ها و از جمله ایرانیان هم منتقل شد. کلمه ی “شنبه” یادگاری از کلمه ی آرامی “شیات” یا کلمه ی اکدی “شباتو” است.

گذشته از این در بناهایی که در آن دوره ساخته می شد کوشش می شد تا عدد هفت به شکلی رعایت شود. مثلن “باغ های معلق بابل” منسوب به بخت النصر که خود یکی از عجایب هفتگانه جهان است، در هفت طبقه ساخته شده بود و معابد کلده و آشور نیز به صورتی ساخته می شد که گویی هفت سکو را که یکی از دیگری کوچک تر است بر روی هم چیده باشند و هر طبقه از آن به یکی از سیاره ها منسوب بود و به رنگ ویژه ی آن سیاره نیز رنگ آمیزی می شد.

بنای آرامگاه کوروش نیز دارای چنین ساختمانی با همان هفت طبقه است و چنان که در “تاریخ هردوت”  آمده، دیاکو، پادشاه ماد در هگمتانه یا همدان کوشکی ساخت که دارای هفت حصار بود که به ترتیب هر دیوار از دیوار پیشین خود بلندتر بود، به طوری که آخرین دیوار که در داخل قرار می گرفت، از همه بلندتر و کاخ شاهی و گنجینه ی او در آن جا بود. کنگره های هر دیوار به رنگی مزین بود، کنگره های نخستین دیوار بیرونی سفید، دومی سیاه، سومی سرخ، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی، ششمی نقره ای و هفتمی طلایی. و این ها همان رنگ هایی بود که در بابل به عنوان علامت “سیارات سبعه” شناخته می شد.

پس از آن که سیاره های هفتگانه کشف شدند عدد هفت در احکام نجومی هم وارد گردید، به طوری که برای جهان، هفت دور قایل شدند که مدت هر دور هزار سال و به یکی از آن هفت سیاره تعلق داشت و پس از دور هزار ساله ی یک سیاره، دور هزار ساله ی سیاره ی دیگر آغاز می شد و عقیده داشتند که پس از تمام شدن این دوره ها قیامت فرا می رسد. کیمیاگران هم هر یک از هفت فلز اصلی را که می شناختند به یکی از آن سیاره های هفتگانه نسبت می دادند یعنی طلا به آفتاب، نقره به ماه، برنز به مشتری، مس به زهره، سرب به زحل، آهن به مریخ و جیوه به عطارد. احترامی که آن اقوام برای عدد هفت قایل بودند همچنان بر جای ماند و به نسل های بعدی خود و به اقوام سرزمین های دور و نزدیک دیگر رسید، وارد کتاب ها و آیین ها و ادیان شد و تا امروز هم که در فولکورها دیده می شود بر جای خود باقی است.

در تورات یهود عدد هفت چندین بار به عنوان عدد کامل آمده است. در “سفر پیدایش” آمده است که خداوند جهان را در شش روز آفرید و در روز هفتم از کارهای خود آرام گرفت. خداوند روز هفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود و باز در تورات آمده است که جانورانی که با نوح سوار کشتی شدند هفت هفت بودند و فرعون در خواب خویش هفت گاو لاغر و هفت گاو فربه و هفت سنبله ی خشک و هفت سنبله ی تر را دید و سال های قحطی و فراوانی هم که فرا رسیده هر یک هفت سال بود و قوم یهود در روز هفتم هفته و سال هفتم جمع می شوند و “سال یوبیل” عبارت است از هفت سال و بسیاری هفت های دیگر، مثل قایل شدن هفت فرشته در برابر سیارات هفتگانه و غیره.

در آیین مسیحی نیز عدد هفت دارای احترام است. یوحنای لاهوتی در “مکافات” خود به عفت کلیسا خطاب کرده و در رویای خود هفت روح و هفت مهر و هفت صورت و برده ای با هفت شاخ و هفت چشم و هفت پیاله ی زرین و هفت بلا و هفت فرشته دیده که در حضور خدا ایستاده اند. در انجیل متی نیز از هفت روح پلید سخن گفته می شود و کاتولیک ها به هفت مناسک. هفت گناه اصلی، هفت توبه، هفت اندوه و هفت شادی و هفت افتخار معتقدند.

 در قرآن هم عدد هفت چندین بار به مناسبت های مختلف آمده است. بارها در آیه های مختلف به هفت آسمان و هفت زمین اشاره شده و در سوره ی ۶٩  آیه ی ۷ قوم عاد هفت شبانه روز به بلا مبتلا شدند و یا در سوره ی ١٢ آیه های ۴۳ –  ۴٩ خواب فرعون و تعبیر یوسف آمده که هفت سال فراوانی و هفت سال قحطی بود.

در سوره ی ١٨ آیه ی ٢١، شماره ی اصحاب کهف هفت تن یاد شده و در سوره ی ١۵ آیه ۴۳ و ۴۴ برای دوزخ هفت در یاد شده است. طی مناسک حج نیز دور کعبه هفت دور و رمل جمرات (سنگ زدن به شیطان) هفت بار است.

فرقه هایی نیز در شیعه وجود دارند که معتقد به هفت امامند و در حقیقت هفت امامی هستند. مانند اسماعیلیه که امامت را پس از جعفر صادق به پسرش اسماعیل پایان می دهند و این به علت احترامی است که برای عدد هفت قایل بودند و طبقات زمین و آسمان و تعداد اندام های انسان و تعداد امامان و درجات مومنان را هم هفت می دانستند.

در آیین زرتشتی هم احترام و توجه به عدد هفت دیده می شود که مشخص ترین مورد آن هفت امشاپسند (اهورا مزدا، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ یا اسفند، خورداد، امره تات یا امرداد) و هفت دیو یا عامل شر (اکومن، ایندره، ساوول، ناهیه، تیریز، زیریز و آئشمه) و داشتن هفت آتشکده ی مقدس (آذر مهر، آذر نوش، آذر بهرام، آذر آیین، آذر خرداد، آذر برزین، آذر زردهشت) و تقدس هفت ستاره و هفت آسمان و  یا هفت صفت هرمز یا هفت فرشته ی مقرب که عبارتند از: بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد که با اهورامزدا که در راس آن ها قرار می گیرد، هستند. یکی از قدیمی ترین بخش های اوستا (هتین هاییتی) هفت فصل دارد و در متون کهن جهان به هفت اقلیم تقسیم می شود. این هفت اقلیم در گات ها “هپته بومی” یا هفت بوم نامیده می شود و در بخش های دیگر اوستا نام آن “هپتو کرشوره” یا هفت کشور است. این هفت کشور چنین اند: ارزه در مغرب، سوه در مشرق، فردذفش در جنوب شرقی، ویددفش در جنوب غربی، روبرشت در شمال غربی، وردجرشت در شمال شرقی و خونیرس کشور مرکزی که ایرانشهر با کشور ایران در همین کشور مرکزی قرار داشت که حدود آن چنین بود.

حد زمین ایران که میان جهان است از میان رود بلخ است از کنار جیحون تا آذرآبادگان و ارمنیه تا به قادسیه و فرات و بحرین و دریای پارس و مکران تا به کابل و طغارستان و طبرستان. این تقسیم بندی در کتاب های اسلامی به “هفت اقلیم” یا اقالیم سبعه شهرت یافته است.

گذشته از هفت اقلیم، هفت کوه و هفت دریا را در روی زمین فرض می کردند این هفت کوه در معجم البلدان چنین تعریف شده است: «اولین کوه کوه قاف است که به گرد عالم برآمده و بلندی او قریب فلک رسیده و جرمش از زمرد است و کبودی هوا از انعکاس آن اوست، دوم کوه دماوند و سوم سراندیب که نقش قدم آدم علیه السلام در آن کوه است و از انگشت تا پاشنه آن هفتاد گز است، چهارم کوه گلستان در توس و پنجم کوه ورن در بلاد مغرب، ششم کوه لز گلیان یا جبل قبق (قفقاز) و هفتم کوه چین. در شاهنامه ی فردوسی هم در داستان هفت خوان رستم نام هفت کوه آمده است: گذر کرد باید ا بَر هفت کوه / ز دیوان به هر جا گروها گروه
و یا
چو رخش اندر آمد بدان هفت کوه / بدان مزه دیوان گروها گروه
همچنین گفته می شد که برگرد هر یک از آن هفت کوه دریایی هست و به این ترتیب معتقد بودند که تعداد دریاهای عالم نیز هفت است. نام این هفت دریا در کتاب های مختلف با یکدیگر متفاوت است ولی به هرحال شمار آن ها هفت است.
در قرآن سوره ی لقمان آیه ی ٢۶ نیز به این هفت دریا اشاره شده است که ترجمه ی آیه چنین است:
«اگر درختان که بر زمین اند قلم ها شوند و آن هفت دریاها سیاهی شوند، تمام نمی شود کلمات خدا».

در آیین های دیگر باز هم به عدد هفت برمی خوریم مثلن در آیین مانوی هفت ایزد وجود دارد که مانند هفت امشاسبند زرتشتی اند و یا در آیین مهر هفت مقام مقدس وجود داشته که برای دخول به هر یک غسل خاصی لازم بوده است.

در تصوف هم عدد هفت مورد توجه بوده. هفت وادی سلوک به نظر شیخ عطار، طلب و عشق و معرفت و استغناء و توحید و حیرت و فنا بوده که مولوی آن ها را “هفت شهر عشق” می نامد و از نظر آن ها «هفت مردان» مردان خدایند.

عدد هفت چنان با داستان ها و افسانه های ایرانی عجین شده است که کم تر افسانه ای وجود دارد که در جایی از آن به عدد هفت برنخوریم و یا دست کم داستان با هفت شبانه روز جشن به پایان نرسد.
معمولن قهرمان داستان ها هفت خواهر یا برادر دارد یا مثل سند باد هفت سفر برای او پیش می آید. داستان های شاهنامه هم خالی از هفت نیستند. فردوسی برای آن که قدرت و حقانیت قهرمانانش را نشان دهد آنان را از هفت خوان یا هفت منزلگاه خطر می گذارند و پادشاهان بزرگ داستان هایش را پادشاه هفت کشور می خواند.

عدد هفت در فرهنگ عامه هم محلی ویژه دارد که مشهورترین هفت آن سفره ی “هفت سین” است که همه با آن آشنایند و گفته می شود که بازمانده رسم قدیمی تری است که “هفت شین” است.
هفت دیگر، “هر هفت” است که اشاره به آرایش کامل زنان و یا اصولن آرایش است، از اصطلاح اخیر “هفت قلم آرایش” هنوز هم در زبان باقی است و باز اگر در آیین ها و سنن باز مانده از زمان های پیشین مطالعه کنیم به هفت های دیگری بر می خوریم که حکایت از اعتقاد راسخ پیشینیان ما به نیروی خارق العاده این عدد دارند مراسمی که در شب هفت برگزار می شود، وردهایی که باید هفت بار خوانده شوند و بسیاری هفت های دیگر.

تاریخ دقیق ورود «هفت سین» به مراسم نوروزى دقیقن مشخص نیست، ولی در متأثر بودن این آیین از جایگاه ویژه ی عدد هفت در فرهنگ ایران زمین، هیچ شکى نیست. یکى از قدیمى ترین اسنادى که نشانگر نماد هفت سین است مطلبى است که ابوریحان بیرونى در آثار الباقیه ذکر کرده است، بدین توضیح که «چون جمشید بر اهریمن که راه خیر و برکت و باران سبز شدن گیاه را گرفته بود، پیروز شد و دوباره باران باریدن گرفت و گیاهان سبز شدند، مردم گفتند روز نو (یعنى روز نوین و دوره اى تازه) آمده است. پس هر کسى ظرفى جو کاشت و مردم در روز نوروز در هفت طرح، هفت نوع غله کاشتند و سبز کردند.» («نوروز و فلسفه هفت سین»، سیدمحمد على دادخواه، ۱۳۸۳، برگ ۱۵۲).

طالع بینى آریایى، در معرفى این عدد آورده است که: «عدد هفت نماد و جوهره از خودگذشتگى، اخلاق مدارى، اشراق و شفقت، پاکى، روشنایى و معنویت است. عدد سحر آمیز هفت، با تحرکات هستى همگام است و خرد را پیروز مى کند و هر کسى طالعش را تحت تأثیر عدد هفت بداند آن را خوش یمن مى داند…».  تعریفى که بازتاب نظر و دیدگاه اقوام آریایى در باره ی جایگاه و ویژگى مثبت و خارق العاده عدد هفت است. صادق هدایت نیز متوجه ی متفاوت بودن این عدد شده و در کتاب «نیرنگستان» مى نویسد: «عدد هفت داراى خاصیت و اعتبار مخصوصى است و در همه ی افسانه ها و قصه هاى قدیمى به آن برمى خوریم. در قصه ها، هفت کفش آهنى و هفت عصاى آهنى، هفت آسمان، هفت روز هفته، هفت گنبد بهرام، هفت خوان رستم، هفت سین، هفت دختران، هفت اختران، هفت کشور و غیره.»

برخلاف جزء اول نام  آیین سفره ی “هفت سین”  (هفت) درخصوص جزء پایانى آن (سین)، نظرات گوناگونی وجود دارد: بسیارى آن را اشاره اى بر هفت فرشته ی کیش زرتشتى مى دانند که در نزد ایرانیان بسیار ارجمند و والا بوده است و هر یک از سین هاى خوان هفت سین را نماینده ی یکى از این فرشته ها مى دانند و مى گویند: هر یک از آن هفت خوانى را که ایرانیان به هنگام نوروز مى چیدند، نماینده یکى از این هفت سپنتا (امشاسبند) است و چون تلفظ سپنتا دشوار بوده، تنها به گفتن هفت “سین” بسنده کرده و رفته رفته «هفت سین» را در یک خوان گردآوردند. به نظر دکتر مهرداد بهار، آیین «هفت سین» در ارتباط با تقدس هفت سیاره بوده است و گمان بر این بوده که اگر کسى هر هفت را در اختیار داشته باشد، نظر لطف هر هفت سیاره را به خود جلب کرده و خوشبخت مى شود. («آیین ها و جشن هاى کهن در ایران امروز» محمود روح الامینى، ۱۳۷۶، تهران: آگاه).
ولى در برخى نوشته ها که از سفره ی «هفت سین» سخن رفته می گویند که «هفت سین» همان «هفت چین» است و تضادى بین این دو وجود ندارد و منظور از «هفت چین» به دو معناى آن بازمى گردد: یکى این که هفت چیزى که باید بر سفره چیده شود و دیگر به معنى هفت گونه چیزى که از درخت چیده شده باشد و پس از حمله ی تازیان، چون تازیان حرف (چ) را نمى توانستند بگویند آن را هفت سین گفتند که «هفت» چیز با مطلع «س» (سنجد، سیب، سبزه، سمنو، سیر، سرکه و سماق) هسته ی اصلى آن راتشکیل مى دهد و خیر و برکت و زیبایى آن با حضور کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) و زرتشتیان (اوستا)، گلاب، اسپند، سکه، آیینه، شمع، تخم مرغ هاى منقوش و جام آبى که ماهى سرخى میهمان آن است، مضاعف مى شود.

 منبع: drakhtdanesh.persianblog


Mj

دستیار آقای جلالی هستم!! که برای کمک به ایشان من نیز مطالبی را برای دوستان درسایت قرار میدهم :)


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوست داری سایت خودتو داشته باشی همین الان این کار رو بکن
امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت
برای محبوب کردن سایت روی 1+ کلیک کنید